چکيده

در پی بررسی تاریخی و تحلیلي نقش زنان و کودکان در نهضت عاشورا با توجه به گذارشهای تاریخی که درباره حضور و نقش آنان در این نهضت ایفا کردند می توانیم با تفکیک این دو صنف چنین بیان کرد.:که زنان نقشهای پیام رسانی، تشویق مردان به جهاد و مبارزه مسلحانه با دشمن، دلداری، دفاعی، جهادی، پرستاری، تبلیغی، و......ایفاء نموده اند.

کودکان حاضر  نيز در این نهضت نقشهای دفاع از امام حسین علیه السلام، ایثارگری، امانتداری، جهادی، معرفتی و.....ایفا کردند.نقش هایی که زنان و کودکان در این نهضت ایفاء نموده اند، همراه با شواهد تاریخی آن  در اين مقاله ذکر شده است،و به این نتیجه رسیده ایم که حضور زنان و کودکان برای تکمیل این نهضت عظیم لازم و ضروری بوده است به طوری که اگر افشاگری و پیام رسانی آنان نبود این نهضت در کربلا با شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش به پایان می رسید، و اهداف این قیام نیمه تمام می ماند ولی حضور زنان و کودکان، این نهضت را  جاودانه ساخت.

 

واژگان کلیدی:

زنان، کودکان، نهضت حسینی، ، نقش آفرینی

 

 

مقدمه

نهضت امام حسین علیه السلام یکی از مهمترین رویداد های تاریخ اسلام است.در این نهضت فقط مردان با ایمان نبودند که با اراده ی پولادین به جنگ ستمگران می رفتند،بلکه زنان و کودکان باایمان نیز حضور داشتند که به صورتهای گوناگون با ستمگران مبارزه می کردند. و نقش بسيار مهم بر جا گذاشته اند. صفحات تاريخ  پر از نقش هاي زنان و کودکان نهضت کربلا است . ما در اين مقاله بعضي از نقش ها را مورد بررسي قرار داديم .

 

نقش آفرینی زنان

نقش های که  زنان حاضر در این نهضت عظیم حسینی ایفا نمودند، را می توان با عناوین ذیل مطرح ساخت.

1-1  نقش تشویقی

سخن و تشویق خانواده به ویژه همسر و مادر در عملکرد انسان نقش  اساسی دارد لذا می تواند شوهری را که از راه راست منحرف شده را به راه راست آورد و عکس آن هم امکان دارد با توجه به این مطلب با بررسی تاریخ عاشورا به این مطلب پی می بریم که  یکی از نقشهای که زنان در نهضت عاشورا ایفا کردند، نقش تشویقی آنان بود.

 بدون شک و تردید زنان و کودکان نقش غیرقابل انکاری در حضور مردان در کربلا و میدان مبارزه و جان نثاری آنان داشته اند. حتی حضور برخی مردان را باید مرهون فداکاری و تشویق زنان دانست:چنان که در مورد زهیر بن قین آمده است که وی از مکه با فاصله ای معین از امام حسین(علیه السّلام) حرکت می کرد و به کاروان نزدیک نمی شد. در یکی از منازل فرستادۀ امام(علیه السّلام) بر او وارد شد و دستور امام مبنی بر احضار او را اعلام کرد. گویا زهیر در امتثال امر امام مردّد بود. تا این که همسرش متوجه تردید او شد و بدو گفت:سبحان الله،پسر رسول الله(صلي الله علیه وآله وسلّم) تو را خواسته.تو اجابت نمی کنی،سرانجام با تشویق این زن،زهیر نزد امام رفت و لحظاتی بعد با چهره ای شاداب برگشته با خانواده اش با وداع کرد و به کاروان امام حسین(علیه السّلام) پیوست و نامش برای همیشه در تاریخ ماندگار شد.[1]

یکی دیگر از زنان ،همسر عبدالله بن عمیر کلبی است که چون از تصمیم شوهرش مبنی بر پیوستن امام حسین(علیه السّلام) آگاه شد،گفت:کار به جایی رسید که خداوند می خواهد تو را به کامل ترین اهدافت برساند،چنان کن و مرا نیز خود ببر.

او همراه شوهرش به کربلا آمد و در آن جا نیز برای تشویق بیشتر شوهرش در صحنۀ کارزار،درحالی که با عمود خیمه به سوی دشمن یورش می برد، خطاب به شوهرش گفت: پدرو مادرم فدایت باد: در رکاب این پاکان جهاد کن.[2]

مادر عمر بن جناده،پس از شهادت شوهرش،فرزند خود را آماده کرد و سلاح به دستش داده روانۀ میدان کرد و از وی خواست تا در رکاب فرزند رسول خدا(صلي الله علیه و آله وسلّم) پیکار کند. امام(علیه السّلام) مانع او شد و فرمود:شاید مادرت راضی نباشد.آن جوان گفت:مادرم مرا به قتال امر نموده است.[3]

مادر وهب بن حباب نصرانی که به دست امام حسین(علیه السّلام) مسلمان شده بود،برای تشویق پسرش به جهاد می گوید:در راه پسر پیامبر (صلي الله علیه وآله وسلّم) نبرد کن تا شفاعت جدّش را در روز قیامت به دست آوری.[4]

دیگر اقدام زنان،آن بود که وقتی یاران غیر بنی هاشم از نگرانی حضرت زینب (سلام الله علیها) نسبت به تنها گذاشتن برادرش آگاه شدند.برای اطمینان دادن به بانوان اهل بیت(علیهم السّلام) کنار خیمه شان آمده قسم یاد کردند که تا آخرین نفس از حسین(علیه السّلام) واهل بیتش دفاع کنند. و بانوان اهل بیت نیز برای قدردانی و تشویق آنها،به دستور امام حسین(علیه السّلام) از خیمه ها بیرون آمده اصحاب را به نصرت حسین(علیه السّلام) تحریض کردند و فرمودند:(حاموا ایها الطیبون عن الفاطمیات...)[5] ای مردان پاک طینت از حرم فاطمه(سلام الله علیها)  دفاع کنید.

صبر و استقامت زنان کاروان حسینی(علیه السّلام) و شکیبایی آنان در فراق عزیزان نیز یکی از عوامل تشویق مبارزان بود. زنان مانند دختر امیرالمؤمنین(علیه السّلام) که علاوه بر غم شهادت غریبانۀ شوهرش مسلم بن عقیل،در کربلا نیز ناظر شهادت فرزندش بود،رمله همسر امام حسن(علیه السّلام) مادر قاسم بن الحسن(علیه السّلام) و اسوۀ صبر و مقاومت زینب کبری(سلام الله علیها) که شاهد جان نثاری عزیزان خود بودند.

3-1-2  نقش دلداری

از نظر روانشناسی دلداری دادن نقش مهمی در کاستن حزن و اندوه دارد، در نهضت حسینی هم زنان این نقش را داشته اند چون آنان از روحی لطیف برخوردارند و مسائل عاطفی خصوصاً جریانی مانند واقعۀ عاشورا، برایشان تحمل ناپذیر است. اما زنان حاضر باوجود شهادت نزدیکان خویش نه تنها خود پایدار و استوار مانده اند، بلکه دیگران را نیز در این راه دلداری داده اند. همسر عبدالله بن عمیر هنگامی که شوهرش را در حال جان دادن دید به بالینش آمد و در حالی که خاک و خون از سر و رویش پاک می کرد،او رابه بهشت بشارت می داد.[6]

زینب کبری(سلام الله علیها) زمانی که از شهادت علی اکبر(علیه السّلام) با خبر شد،در حالی که صدا می زد:

«واحسیناهُ، و ابن أخیاه، واعلیاهُ» ای محبوب دلم،ای پسر برادرم،ای علی جان) برای دل داری حسین(علیه السّلام)به استقبال او شتافت.[7]

همین زینب،هنگامی که اسرا را از کنار بدن های مطّهر شهدا عبور دادند،امام سجاد(علیه السّلام) را دید که با مشاهده این منظرۀ دل خراش و رها کردن بدن ها در بیابان بسیار منقلب شده بود. نزد او آمد وصدا زد: «مالی أراک تجوید بنفسک یا بقیه جدّی و أخوتی،فوالله إن هذا عهد من الله إلی جدّک و ابیک...»

این چه حالت است که در تو می بینم ای یادگار جدّ و پدر و برادران به خدا قسم که این عهدی از طرف خدا به جدّ و پدرت بود...: سپس آن چه را از پدر و جدّ خویش شنیده بود،که جماعتی می آیند و این اجساد مطهر را دفن می کنند. برای امام  سجاد(علیه السّلام) بیان کرد و بدین و سیله از تألم های عمیق روحی یادگار برادرش کاست.[8]

1-2  نقش دفاعی

دفاع از دین و مکتب و امام واجب الاطاعة وظیفه همه است که هر کس باید به قدر توان خود از دین دفاع کند، و هدف اصلی نهضت امام حسین7 هم دفاع از دین بوده است و یکی از نقشهای که زنان در این نهضت ایفا کردند دفاعی بوده است،

در این نهضت هم از سخنان و عملکرد این زنان می توان میزان همت آنان را در دفاع از امام و اهل بیت: دریافت از باب نمونه همسر جناده بن کعب انصاری پس از شهادت همسر و فرزندش به میدان رفت و با اشعاری که خواند اعلام کرد؛ هر چند من پیر و ناتوانم اما با ضربات سخت خود شما را درهم می کوبم و از حریم فرزند فاطمه(سلام الله علیها)دفاع می کنم.[9]

بانوانی که این چنین بودند تنها به جنگ فرزندان خود با دشمن رضایت نداشتند، بلکه از آنان می خواستند که خود را فدای امام و اهل بیت(علیهم السّلام) نمایند،این موضع کجا و موضع کسانی که فرزندان خود را از جهاد در راه خدا و در این حادثه از همراهی با امام حسین(علیه السّلام) منع می کردند کجا؟با این که هر دو ادعای اسلام داشتند.

همسر وهب پس از اندکی که فداکاری  و ایثارگری شوهرش را دید در خود او نیز دگرگونی به وجود آمد،به گونه ای که او نیز همانند همسرش طالب فدا شدن در راه امام بود. بدون تردید این از رحمت های الهی بود که شامل این زن شد.[10]

همسر زهیر،چنان که قبلاً بیان شد،شوهرش را به اجابت خواستۀ امام تشویق کرد زهیر تا آن جا پیش می رود که به امام می گوید:به خدا قسم؛دوست دارم هزار بار کشته شود،که شاید،بدین وسیله خدواند جان تو و اهل بیتت را نجات دهد.[11]

در دفاع از امامت،این مطلب قابل گفتنی است وقتی امام سجاد(علیه السّلام) صدای (هل من ناصر ینصرنا) پدر را شنید در حالی که از شدت بیماری قادر به حمل شمشیرش نبود.برخاست تا میدان برود. امام حسین(علیه السّلام) از ام کلثوم خواست آن حضرت را به خیمه برگرداند که ام کلثوم چنین کرد.[12]

عصر عاشورا هنگامی که حضرت زینب سلام الله علیها مشاهده کرد امام حسین علیه السّلام روی زمین افتاده است و دشمنان جنایت کار اطراف پیکر مطهر ایشان، برای کشتن هدف گرفته اند از خیمه بیرون آمد و خطاب به عمر سعد به عنوان سرزنش فرمود: (یابن سعد، أ یقتل ابوعبدالله و أنت تنظر إلیه). فرمود سعد: آیا اباعبدالله کشته می شود و تو تماشا می کنی؟[13] او هیچ جوابی نداد و روی از حضرت زینب سلام الله علیها برگرداند، در یک مرتبه دیگر حضرت زینب سلام الله علیها تلاش کرد تا شاید از کشته شدن امام حسین علیه السّلام جلوگیری نماید. از این رو، خطاب به آن مزدوران نمود و گفت: (اما فیکم مسلم) آیا در بین شما یک نفر مسلمان نیست.[14] باز هیچ کس پاسخی نداد. وقتی امام حسین علیه السّلام از روی اسب بر روی زمین افتاد، حضرت زینب کبری سلام الله علیها فریاد برآورد: «وا أخاه وسیداه و أهل بیتا، لیت السمآء انطبقت علی الارض...» وای برادرم، وای سرورم، وای اهل بیتم، ای کاش آسمان بر زمین واژگون می شد.[15]

در آخرین لحظه ها هنگامی که شمر قصد بریدن سر مبارک امام حسین(علیه السّلام) را داشت زینب به امید نجات جان امام یا برای اتمام حجت بر عمر سعد فریاد زد: (ویلک یا عمر ایقتل ابو عبدالله و أنت تنظرإلیه) آیا حسین(علیه السّلام) کشته شود و تو نظاره گر باشی؟![16]

هنگامی که ابن زیاد دستور قتل امام سجاد (علیه السلام) را صادر کرد. زینب کبری(سلام الله علیها) خود را سپر امام کرد و در خطاب به ابن زیاد گفت:آن چه از خون های ما ریختی کافی است. به خدا قسم؛ از او جدا نمی شوم تا مرا نیز با او بکشی و ابن زیاد چون این منظره را دید قسم یاد کرد او دوست دارد با برادر زاده اش کشته شود،او را رها کنید.[17]

وقتی یک مرد شامی از یزید درخواست کرد فاطمه دختر امام حسین(علیه السّلام) را به وی بدهد، زینب(سلام الله علیها) برخاست و گفت:نه تو و نه یزید نمی توانید این کار را انجام دهید. یزید خشمگین شد و گفت:می توانم این کار انجام دهم،زینب (سلام الله علیها) فرمود: هرگز،به خدا قسم،که خداوند این را برای تو قرار نداد مگر آن که از ملت ما خارج شده وبه دینی غیر از دین ما گرویده باشی. یزید گفت:برادر و پدرت از دین خارج شدند. زینب(سلام الله علیها) فرمود:به دین پدر وبرادر من هدایت شده ای،اگر خود را مسلمان می دانی.[18]

1-3  نقش جهادی

جهاد انواعی دارد که یکی از آن جهاد با شمشیر است که این نوع جهاد بر اساس سخن امام علی7 دری از درهای بهشت است که خداوند برای اولیای خاص خویش باز می کند ولی در اسلام جهاد با شمشیر بر زنان واجب نشده است مگر زنان در پشت جبهه مشغول خدمت بوده اند، در نهضت حسینی مواردی را می بینیم که برخی از این زنان برای دفاع از دین مستقیما وارد جهاد شده اند. لذا می توان گفت یکی از نقشهای که برخی از زنان در این نهضت ایفا کرده است نقش جهادی بوده است.

در روز عاشورا زنانی بودند که همانند مردان وارد صحنۀ کارزار شدند که از جملۀ آنها می توان به همسر عبدالله بن عمیر کلبی اشاره کرد. او دو بار در میدان نبرد حاضرشد.نخستین بار هنگام مبارزۀ عبدالله با کوفیان بود که عمود خیمه را برداشت و روانۀ میدان شد ولی امام حسین(علیه السّلام) با درخواست عبدالله او را برگرداند. مرتبه دوم زمانی بود که شوهرش به شهادت رسید. او به بالین شوهرش آمد و در حالی که خاک و خون را از صورتش پاک می کرد و در کنارش به شهادت رسید.[19]

مادر عمروبن جناده و مادر وهب بن حباب کلبی نیز پس از شهادت فرزندانشان سرهای آنان را به سوی دشمن پرتاب کردند و عمود خیمه را برداشته به دشمنان حمله کردند که امام حسین(علیه السّلام) آنها برگرداند و در حقشان دعا کرد.

اما مصداق کامل جهاد را باید در وجود بانوانی همانند زینب کبری و ام کلثوم (علیهما السلام)،فاطمه دختر امام حسین (علیه السلام) و رباب ملاحظه کرد آنها که در اسارت و در شرایط بسیار سخت و طاقت فرسا آل ابی سفیان و آل زیاد را رسوا کردند.

چه جهاد بالاتر از اقدامات و سخنان زینب کبری(سلام الله علیها) در برابر ابن زیاد،در شرایطی که عبیدالله قصد داشت با نمایش پیروزی ظاهری،خانوداه پیامبر(صلي الله علیه و آله وسلّم) را تحقیر کند سخنان زینب(سلام الله علیها) کاملاً صحنۀ را تغییر داد نتیجه را عوض کرد. جواب دندان شکن زینب(سلام الله علیها) به ابن زیاد به حدی او را خشمگین کرد که قصد کشتن او را کرد.[20]

زمانی که ابن زیاد- قبلاً ذکر شد- دستور قتل امام زین العابدین(علیه السّلام) را صادر کرد زینب کبری(سلام الله علیها) خود را پیش مرگ آن حضرت کرد و گفت:به خدا قسم؛از وی جدا نمی شوم اگر می کشی مرا هم با وی بکش و ابن زیاد به ناچار از تصمیم خود منصرف شد.[21]

1-4  نقش پرستاری

پرستاری از بیماران و زخمی شدگان یکی ازکارهای اساسی در هر جامعه به ویژه در ایام جنگ و جهاد است در صدر اسلام زنان این وظیفه  را بعهده داشته اند، درحادثه عظیم کربلا نیز یکی از نقشهای که زنان حاضر در این نهضت امام حسین(علیه السّلام) ایفا کردند،پرستاری بیماران و مجروحان و اطفال بود. قبل از واقعه عاشورا،مراقبت از بیماران کاروان را برعهده داشتند چنان که در شب عاشورا زینب کبری(سلام الله علیها) مشغول پرستاری از امام سجاد(علیه السّلام) بود و در بحبوحۀ نبرد،آنان به مداوا و مراقبت مجروحان می پرداختند.[22]

حتی امام حسین(علیه السّلام) خود نیز پیش از وداع آخر برای مداوای جراحاتی که در میدان برآن حضرت وارد شده بود. به خیمه ها آمد.[23]

فاطمه دختر امام حسین(علیه السّلام) می گوید:زمانی که با ضربۀ نیزۀ یکی از دشمنان بی هوش شدم،وقتی به هوش آمدم سرم را در دامان عمه ام زینب(سلام الله علیها).دیدم که بر بالای سرم می گریست و از من مراقبت می کرد.[24]

امام سجاد(علیه السّلام) دربارۀ زینب(سلام الله علیها) می فرماید:وی با آن همه رنج و تعقب از کربلا تا شام به پرستاری  عیال،تحمل زاری اطفال و تفقد احوال جمعی پریشان روزگار می پرداخت. وی از شدت خستگی و مشکلات،گاه از پای در می آمد. چنان که در یکی از منازل، نشسته به نماز مشغول بود. سبب آن را جویا شدم.فرمود:سه شب است که غذای خود را به اطفال خردسال می دهم و امشب از شدت گرسنگی قدرت به پای ایستادن ندارم.[25]

1-5 نقش تبلیغی

یکی از نقشهای که زنان حاضر در نهضت امام حسین ایفا کردند، نقش تبلیغی و پیام رسانی این نهضت بود چون هر نهضتی می خواهد ادامه داشته باشد، لازم است علاوه بر فداکاری و و جانبازی کسانی باشند که اهداف و پیام های این نهضت را  به آیندگان و کسانی که  در آن قیام حضور ندارند، برسانند که زنان حاضر این نهضت به ویژه حضرت زینب این به خوبی این نقش را ایفاء کردند. آنها از نخستین لحظات بعد از شهادت امام حسین(علیه السّلام) تا زمانی که به مدینه بازگشتند،از هر فرصتی برای ادای تکلیف بهره جسته و پیام عاشورا را به گوش مخاطبان و دیگران رساندند. برخی آن را در راستای سیاست کلی تبلیغ در قیام امام حسین(علیه السّلام) می دانند. بدین معنا که تا ظهر عاشورا رسالت تبلیغ بر دوش امام بود و پس از آن برعهدۀ کاروان تبلیغی در حقیقت عمده ترین هدف امام حسین(علیه السّلام) از بردن اهل  بیت با خود.پیام رسانی  و تبلیغ بود. شهید مطهری در این باره می گوید: در واقع امام حسین(علیه السّلام) یک عده مبلّغ را طوری استخدام کرد که بعد از شهادتش آنها را با دست و نیروی دشمن تا قلب حکومت دشمن، یعنی شام فرستاد. این خودش یک تاکتیک عجیب و یک کار فوق العاده است. همه برای این است که این صدا هرچه بیشتر به عالم برسد.[26]

اهل بیت امام حسین(علیه السّلام) مؤثرترین نقش را در صیانت از انقلاب و تحریف زدایی و دشمن شناسی داشت. بر این اساس، ممکن است تشریع تکلیف بردن اهل یبت به کربلا به دلیل مصالح عمده ای بوده که حضور اهل بیت در کربلا در پی داشته است. درست  است که اهل بیت اسیر شدند و سختی ها و اهانت ها بر آنها روا داشته شد. ولی اسارتی بود که موجب حفظ خون شهدا و عامل بقای دید گردید.اگر اهل بیت به ویژه حضرت زینب(سلام الله علیها) نبود. حادثۀ کربلا در همان کربلا باقی می ماند. از سوی دیگر حضور زنان و کودکان،بعد عاطفی و تبلیغی نهضت را افزایش داد و عملاً تبلیغ بود. زیرا حضور آنها این پرسش را به وجود آورد که(چرا امام حسین(علیه الّسلام) اهل بیت را به کربلا آورد؟مگر چه حادثۀ مهمی اتفاق افتاده است؟

نکته قابل دقت آن است که برخی از مصائبی که سخت احساسات و عواطف انسانی را تحریک می کنند،مانند چگونگی شهادت علی اصغر به اهل بیت امام حسین(علیه السّلام) مربوط است که هم از بی رحمی یزید و یزیدیان برده بر می دارد و هم بعد تبلیغات نهضت را افزایش می دهد.

به هر حال بعد از بیان روش تبلیغات دشمن علیه امام حسین(علیه السّلام) و بیان جایگاه تبلیغات در قیام آن حضرت و نقش تبلیغ اهل بیت در کربلا به این بحث پرداخته می شودکه آیا اهل بیت(علیهم السّلام) در انجام رسالت خود،یعنی تبلیغ موفق بودند؟اهل بیت(علیهم السّلام) از چه شیوه ها و ابزاری جهت تبلیغ بهره بردند و آیا این شیوه ها با روش ها و ابزار تبلیغات آن مقطع زمانی هم سویی داشت؟ واقعیت آن است که اهل بیت امام حسین(علیه السّلام) نه تنها در انجام رسالت موفق بودند، بلکه از شیوه ها و ابزار تبلیغی رایج آن زمان،مانند شعر و خطبه  استفاده کردند.شایان توجه است که در آن مقطع زمانی در جنگ ها و به هنگام بیان عقاید و معرفی شخصیت­ ها از رجز و سخنرانی استفاده می شد. افزون براین،عزاداری نیز مهمترین وسیلۀ معرفی شخصیت­ها و بیان مظلومیت و حقیقت بود. بیان حقایق و معرفی امام حسین(علیه السّلام) و خاندان پیامبر، بهره گیری از گفت وگو به مردم نیز کارسازترین وسیله تبلیغی بود که امام حسین(علیه السّلام) از آن بهره گرفت و اهل بیت(علیهم السّلام)از آن استفاده نمودند.

نقش تبلیغی زنان اهل بیت عبارتند از:

1-6  نقش رهبری

بعداز شهادت حضرت امام حسین7 رهبری این نهضت عظیم را حضرت زینب(سلام الله علیها) به عهده گرفت و ایشان با تحمل تمام سختیها و مشکلات این نهضت و امام زمان خود حضرت امام زین العابدین علیه السلام را از ظلم یزیدیان حفظ نمود و از آنجا که امام علیه السلام به مصلحت الهی مریض بودند این نهضت را به خوبی رهبری کرد و آن را به سر منزل مقصود خود رساند، و نقشه ها و تبلیغات سوء دشمن را علیه امام حسین علیه السلام و یارانش خنثی ساخته مردم را از اهداف عالی این نهضت آگاه ساخت.[27]

چنانچه وقتی یزید پس از خطبه حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) و امام سجاد(علیه السّلام) رسوا شد و ناچار گردید تا از جنایاتش اظهار ندامت و پشیمانی کند و گناه را به گردن پسر زیاد اندازد،درصدد دلجویی از خاندان پیامبر برآمد.لذا به امام سجاد(علیه السّلام) پیشنهاد کرد که با عزت و احترام در شام بمانند ویا به موطن اصلی خود مدینه بازگردند. امام سجاد(علیه السّلام) فرمود:من باید در این مورد با عمه ام زینب(سلام الله علیها) مشورت کنم چون سرپرست یتیمان و غمگسار اسیران اوست. چون با زینب(سلام الله علیها) در این باره مذاکره کرد. ایشان پیشنهاد اجازه یافتن برای عزاداری را نمود.[28]

و به این ترتیب برپایی مجلس سوگواری برای کشتگان کربلا که فرصت دیگری برای پیام رسانی و ادامه رسالت نهضت عاشورا بود،را می توان جلوه ای از تدبیر رهبری و مدیریت حضرت زینب (سلام الله علیها)دانست.

1-7  نقش انذاری

یکی از نقش های که زنان کربلا به ویژه عقیله بنی هاشم زینب کبری ایفاء نمود این بود کوفیان را با انذاری که با خطبه خوانی خود انجام داد از کرده شان پشیمان ساخت، و این نقش مهمی است چون آنان خودشان را پیروز نبرد می دانستند نمونه ی تاریخی آن این است که هنگامی که زنان کوفه با مشاهدۀ اوضاع و احوال کاروان حسینی، زاری می کردند و گریبان های خود را چاک می زدند و مردان کوفی نیز به همراه آنان می گریستند و بی تابی ها می کردند، حضرت زینب سلام الله علیها بر سر مردم نهیب زد که: خاموش باشید. با این نهیب نه تنها آن جماعت انبوه ساکت شدند، بلکه زنگ شتران نیز از صدا افتاد. آنگاه حضرت زینب سلام الله علیها پس از حمد و ثنا پروردگار و درود بر رسول خدا صلي الله علیه و آله. مردم کوفه را سرزنش می کند: (ای مردم کوفه، ای اهل فریب و نیرنگ، آیا بر ما می گریید؟ هنوز چشم های ما گریان و ناله های ما خاموش نشده است. مَثَل شما همان زنی است که رشته های خود را می بافت سپس آن را بر می گشود، شما هم به پیامبر ایمان آوردید، اما با این گناه بزرگ دوباره آن را گشودید. در میان شما جز چاپلوسی، شر، فساد، نخوت، خودپسندی، کینه و تملق گویی، از کنیز زادگان و غمّازی با دشمنان دیده نمی شود. شما همانند گیاهی هستید که بر مزبله ای بروید، نه قابل خوردن است و موجب سود و یا مانند نقره ای می مانید که در دل خاک مدفون باشد. شما بد ذخیره هایی برای آخرت خود فرستاده اید. شما مستوجب عذاب خدایید و در دوزخ جای دارید. آیا بر ما می گریید؟ آری به خدا سوگند که باید بسیار بگریید و اندک بخندید! ننگ این جنایت دامن شما را گرفته و با هیچ آبی نمی توانید آن را بشویید. مگر می شود خون پسر پیامبر و سید جوانان اهل بهشت را شست. شما کسی را کشتید که پناهگاه نیکان تان و دادرس در هنگام بلا و مصیبت تان بوده است.[29]

زینب کبری در این خطبه رویداد کربلا را تبیین کرد و رفتار دشمن را با خاندان پیامبر صلي الله علیه و آله شرح داد و پرده از چهره نفاق و تزویر برگرفت.

ام کلثوم خواهر زینب کبری سلام الله علیها نیز در کوفه سخنرانی فرمود و همچنین مردم کوفه را سرزنش قرار داد و گفت: (ای کوفیان، از خدا و رسول او شرم نمی کنید که به خانواده پیامبر صلي الله علی و آله می نگرید؟

(ای کوفیان، بدا به حال شما، چرا حسین علیه السّلام را رها کردید و کشتید، اموالش را غارت بردید و زنانش را به اسارت گرفتید و آزارشان دادید؟

مرگ و نابودی بر شما، وای بر شما، آیا می دانید چه خطاهای بزرگی مرتکب شده اید، چه گناهی به دوش گرفته اید چه خون های ریخته اید، چه دخترانی را رسوا کرده اید و چه اموالی را به تاراج برده اید؟ بهترین مردان پس از پیامبر را کشتید و قلب هایتان از رحم و شفقت تهی شد، آگاه باشید که حزب خدواند رستگار و حزب شیطان زیان کارند)[30]

امویان بر آن بودند که از اسیری زنان و کودکان بهره برداری سیاسی کنند و آنان را خوار سازند و خواری آنان را به رخ مردم بکشند و امید حرکت را در مردم بمیرانند و پیروزی حق بر باطل را محال جلوه دهند، اما شهامت و سخنرانی های روشن گر و افشاگرانۀ حضرت زینب و ام کلثوم، این مجال را از امویان و دستگاه ابن زیاد گرفت و نقشه آنان را نقش بر آب کردند.

3-1-12  نقش پیام رسانی

رسالتی را که امام حسین علیه السّلام برای اهل بیت علیهم السّلام خود پس از شهادت در نظر گرفته بود به کامل ترین شکل تحقق یافت. حرکت فرهنگی اسراء به ویژه نقش بی بدیل زنان در پیام رسانی کربلا و خلق موج جدیدی از حرکت، قیام و تحول خواهی و ظلم ستیزی از همان عصر عاشورا تا کاخ یزید و پس از آن در بازگشت به مدینه به خوبی هویدا است خوانش مجدّد سخنان و  خطابه های آتشین زنان پیام آور عاشورا هر محققی را به این نتیجه می رساند که اگر قیام خونین نهضت امام حسین علیه السّلام در کربلا با جانبازی امام و اصحاب او شکل گرفت، با فریاد روشن گر و آگاهی بخش زنان به ویژه زینب کبری در کوفه و در کاخ یزید و ام کلثوم در کوفه و فاطمه بنت الحسین علیهم السّلام بقا و تداوم یافت.

1-8  نقش دینی

یکی از واجباتی که خداوند به عهده زنان گذاشته حفظ حجاب و این از اهم  واجباتی است ولی در کربلا به علت اسارت حفظ این واجب برای آنان سخت بود ولی همیشه تلاش آنان این بوده است که به هر نحوممکن به این واجب عمل کنند به همین جهت همیشه به اسارت کنندگان این واجب را گوشزد می کرد به این طریق این نقش را که توجه داشتن به ارزشهای دینی در هر حال بود ایفاء کردند و این  یکی از جلوه های حضور آنان در حماسۀ عاشورا، تعهد و پای بندی آنان به حرمت ها و احکام الله و مراعات مسائل حجاب و عفاف است.

حضورآنان  این چنین نشان می دهد که مشارکت آنان در عرصه های مبارزات و دفاع از حق منافاتی با فعالیت های بیرون از خانه ندارد، به شرط آن که حریم عفاف و حدود الهی رعایت شود و متانت لازم مراعات گردد اهل بیت امام حسین علیه السّلام در سفر کربلا، منادی این متانت و عفاف اسارت آنان را در مضیقۀ وسائل پوشش قرار دادند. ولی همین که آن آزاد زنان از معترضان سرسخت به این بی حرمتی بودند دلیل دیگری براهمیت وقداست حفظ حجاب و عفاف حتی در بدترین شرایط اجتماعی و مضیقه های تحمیلی است.

هنگام ورود اهل بیت امام حسین علیه السّلام به شام ام کلثوم، شمر را طلبید و از او خواست که آنان را از دروازه ای وارد کنند که اجتماع کمتری باشد و سرهای مطّهر شهدا را دورتر نگهدارند تا مردم به تماشای آنها پرداخته، کم تر به چهرۀ اهل بیت پیامبر صلي الله علیه و آله نگاه کنند. شمر به لحاظ بی دینی و خباثت ذاتی نسبت به اهل بیت علیهم السّلام دقیقاً بر عکس خواستۀ او عمل کرد و اسیران را از دروازۀ ساعات وارد دمشق کرد.[31]

نمونه بارزتر اعتراض به این هتک حرمت و دفاع از حجاب در سخنان حضرت زینب سلام الله علیها بود. آن حضرت به خطابۀ پرشورها و افشاگرانه ای که در کاخ یزید ایراد کرد، فرمود:

(ای یزید تو گمان کردی که اگر زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته و ما را همانند کنیزانی به اسارت بگیری،ما را نزد خدا خوار کرده ای و خود در پیشگاه او صاحب احترام خواهی بود،و این نشان دهنده ی مقام و ارزش تو در نزد خداوند است؟که به این خاطر باد در بینی انداخته ای و با غرور و تحوت به اطراف می نگری؟)

(ای فرزند آزاد شدگان آیا درست است که بانوان و کنیزانت را در پس پرده و حجاب قرار داده ای، در حالی که دختران پیامبر خدا صلي الله علیه و آله در حال اسارت و با دستانی بسته در مقابلت باشند؟ پرده های حرمت ایشان را دریده و آنان را با صورت هایی باز در حالی که دشمنان شان آنها را شهر به شهر می گردانند تا مردم شهرها و بیابان ها و هر دور و نزدیک و هر انسان پست و شریفی آنها را ببیند در حالی که هیچ جایی ندارند).[32]

اینگونه انتقادها از هتک حرمت حکومت یزید نسبت به حریم عفاف و حجاب، نوعی حمایت از ارزش های دینی و شؤون مقدّسات و حریم حرمت های الهی است که از زبان اسرای اهل بیت علیهم السّلام شنیده می شد.


2- نقش آفرینی کودکان

نقشهای که کودکان حاضر در این نهضت ایفا نمودند، را می توان با عناوین ذیل مطرح ساخت.

2-1  نقش امانتداری

بر اساس قرآن کریم انسان موظف است که امانتها را به صاحبانشان برگردانند، ویکی از حکمت های خوابیدن امام علی در بستر پیامبر همین بود که امانتها را به صاحبانش برگردانند در کربلا هم برخی از کودکان چنین نقشی را به عهده داشتند. چنانکه  در تاریخ آمده است که  فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام شب عاشورا امام حسین علیه السّلام امانت های خود را به این دختر گرامیش سپرده بود. این دختر گرامی از جایگاه و پایگاه والایی نزد خداوند برخودار بود، به طوری که شایستگی پذیرش و انتقال برخی از امانت های امام حسین علیه السّلام را داشته و قسمتی از میراث امامت را به امام سجّاد علیه السّلام منتقل کرده است.

از امام باقر علیه السّلام روایت شده که امام حسین علیه السّلام در هنگام شهادت، دختر بزرگترش فاطمه سلام الله علیها را طلبید و کتاب و سه بسته و وصیت ظاهره ای را به او داد. علی بن حسین علیهما السّلام در این حالت سخت بیمار بود و به خود مشغول بود و فاطمه سلام الله علیها آن کتاب را به علی بن الحسین علیهما السّلام داد، به خدا آن کتاب به ما رسیده است. گوید: من گفتم خدا مرا قربانت کند در آن کتاب چیست؟ فرمود: به خدا هر چه اولاد آدم از روز آفرینش خدا حضرت آدم را تا فناء دنیا نیاز دارد در آن است، به خدا تمام حدود و مجازات ها در آن ثبت است تا برسد به مجازات یک خراش در تن.[33]

 

2-2  نقش دفاعی

یکی از نقشهای که برخی از کودکان در نهضت امام حسین علیه السلام ایفاء کردند دفاع از امام معصوم علیه السلام که این دفاع از معرفت بالایی آنان حکایت دارد، چنانکه نمونه این نقش را  در واپسین لحظه های نبرد بین امام حسین علیه السّلام و دشمن در صحنه ای که امام آخرین رمق های خود را از دست می دهد، مشاهده می کنیم سپاه کوفه امام را محاصره کرده و برای شهادت رسانیدن امام وارد گودال قتلگاه می شوند.

در بین کودکان حرم، فرزندی از امام مجتبی علیه السّلام به نام عبدالله اصغر بن الحسن علیهما السّلام وجود داشت که سن او را یازده سال ذکر نموده اند و مادرش رملة دختر سلیل بن عبدالله بجلی بوده است.[34]

با دیدن این صحنه به سوی امام دوید. امام به خواهرش حضرت زینب سلام الله علیها فرمود: او را نگهدار، اما آن کودک شجاع برای دفاع از جان امامت به طرف میدان نبرد دوید و خود را به امام رساند  گفت: بخدا قسم، هرگز از عمویم جدا نمی شوم. در این هنگام بحر بن کعب و بعضی گفته اند، حرمله بن کاهل، شمشیر کشید تا آن را بر امام فرود آورد ولی عبدالله گفت: ای پسر زن ناپاک می خواهی عمویم را بکشی؟ عبدالله دست خود را سپرقرار داد وشمشیر دست او را قطع کرده و آن را به پوست آویزان کرد. عبدالله صدا زد: (یا عمّاه، یا امّاه) (ای عمو جان، ای مادر به فریادم برس) در این حال امام حسین علیه السّلام آن کودک را در آغوش کشید و به سینه چسباند و فرمود: (ای پسر برادرم، صبر کن و شکیبا باش، این زخم شمشیر و مصیبت را خیر به حساب آور. زیرا به زودی خداوند تو را به پدران شاسته ات رسول خدا صلي الله علیه و آله و علی علیه السّلام و حمزه و جعفر و حسن بن علی علیهم السّلام ملحق خواهد ساخت، سپس دست به دعا برداشت و عرض کرد، خداوندا باران رحمت آسمان و برکت را از آن هادریغ دار.)[35]

در این هنگام، حرمله بن کاهل تیری به سوی او پرتاب کرد وعبدالله را در آغوش امام به شهادت رساند.[36]

3-2 نقش ایثارگری

یکی از نقشهای که کودکان در این نهضت ایفاء کردند، ایثار و فداکاری آنان در این نهضت بود به طوری که برخی از کودکان  موت و شهادت را در راه این نهضت شیرین تر از عسل می دانستند، این سخن از معرفت بالای آنان سرچشمه می گرفت. چنانکه در گذارش تاریخی شب عاشور چنین آمده است.

 از ابو حمزه ثمالی  روایت شده است که در شب عاشورا امام حسین علیه السّلام اصحاب و یاران را جمع کرد و بیعتش را از آنان برداشت و فرمود: (ما فردا کشته می شویم، هر کس می خواهد برود از تاریکی شب استفاده کند و برود.) یاران یکی پس از دیگری از جای برخاسته اظهار وفاداری کردند. (یکی از کودکان به نام قاسم بن الحسن علیهما السّلام ) این کودک سیزده ساله شجاع و فداکار، نیز برخاست و گفت: عمو جان، آیا من هم کشته خواهم شد؟ امام فرمود: (یا بنی کیف الموت عندک)، (پسرم مرگ در نظر تو چگونه است؟) قاسم گفت: (یا عمّ احلی من العسل) (عمو جان: مرگ در راه تو نزد من از عسل شیرین تر است). امام حسین علیه السّلام فرمود: (آری  به خدا سوگند تو نیز پس از بلای عظیم کشته می شوی.

4-2 نقش جهادی

 جهاد در راه حق گرچه بر کودکان لازم نیست ولی در این نهضت کودکان عاشورایی با وجود کم سنی، مردانه در مقابل دشمن وحشی و سنگ دل ایستادند و جنگیدند. آنان هنگامی که پای در میدان نبرد می گذاشتند، با شجاعت هر چه تمام، ابتدا خود را معرفی می کردند و سپس در میدان جنگ ده ها مرد جنگی را از پای در می آوردند. قاسم بن الحسن علیهما السّلام هنگامی که به میدان می رود، با جسارت هر چه تمام، خود را چنین معرفی می کند: ( اگر مرا نمی شناسید، پس بدانید من فرزند امام حسن علیه السّلام نوه پیامبر صلي الله علیه و آله هستم.)[37]

به روایتی، وی در میدان جنگ، 35 مرد جنگی را از پای درآورد.[38]

عون فرزند حضرت زینب سلام الله علیها نیز در میدان جنگ چنین می گوید: ( اگر مرا نمی شناسید، من پسر جعفر طیارم، آن شهید راستین که در بهشت می درخشد و با بال سبزی که خداوند به او عطا فرموده است، پرواز می کند. این افتخار، برای من و او در محشر کافی است.)[39] او 21 سپاهی را به جهنم فرستاد.[40]

5-2  نقش معرفتی

کودکان عاشورایی، شناخت حق از باطل و معرفت بالا، نسبت به تعالیم دین و آشنایی با انحراف دین از ویژگی های آنان بود، امام محمد باقر علیه السّلام که در کربلا کودک خردسالی بیش نبود وقتی یزید تصمیم به کشتن پدرش امام سجّاد علیه السّلام می گیرد و نظر مشاورانش را در این زمینه می خواهد و آنها پاسخ مثبت می دهند، به یزید می فرماید: (ای یزید اینها برای خوشایند تو برخلاف هم نشینان فرعون رای دادند آن گاه که فرعون درباره موسی و هارون با آنها مشورت کرد، گفتند: موسی و برادرش را مهلت بده، اما اینان رای به کشتن ما دادند و این بی علت نیست). یزید با چشمانی گرد شده از شگفتی چنین معرفتی در این کودک پرسید: علت آن چیست؟ امام باقر علیه السّلام فرمود: آنان فرزندان پاک و حلال بودند و از درک کافی برخوردار. اما مشاوران تو نه آن درک را دارند ونه فرزندان حلالی هستند زیرا پیامبران و فرزندان آن ها را فقط ناپاکان می کشند (نظر به چنین کاری دادند) یزید با شنیدن این سخن کوتاه و رسا آبروی خود را رفته یافت و به ناچار سکوت کرد و از کشتن امام سجّاد علیه السّلام منصرف شد.[41]

محمد پسر حضرت زینب سلام الله علیها با این که کودکی بیش نیست، هنگام رجزخوانی در میدان جنگ می گوید: ( از دشمنان کوردل و پستی که به جنگ ما آمده و دستورهای قرآن را وارونه کرده و کفر و طغیان را آشکار کرده اند، به خداوند شکایت می کنم.) سپس شجاعانه جنگید و به شهادت رسید.[42]

6-2  نقش پیام رسانی

همانطوری که در بحث زنان عاشورایی بیان  گردید تبلیغ نهضت نقش اساسی در ادامه آن دارد که یکی از نقش آفرینی کودکان در نهضت امام حسین علیه السّلام پیام رسانی بود.

از این حیث که آنان خودشان شاهد و شریک حادثه کربلا بودند وقایع را نقل می نمودند. یکی از کودکانی که رویداد کربلا را به مردم بیان کرد، فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام بود. او نیز مانند افراد دیگر اهل بیت علیهم السّلام راوی و ناقل واقعات کربلا است چون ایشان هم با چشمان خود تمام حوادث کربلا را دیده.

عبدالله پسر حسن مثنی از مادرش فاطمه دختر امام حسین علیه السّلام نقل می کند که ایشان فرمود: «دخلت الغائمة (العامة) علینا الفسطاط وأنا جاریة صغیرة و فی رجلی خلخالان من ذهب فجعل رجل یفضّ الخلخالین من رجلی و هو یبکی، فقلت: ما یبکیک یا عدوّ الله؟! فقال: کیف لا ابکی و أنا اسلب ابنة رسول الله، فقلت: لاتسلبنی، قال: أخاف أن یجیئ غیری فیأخذه. قالت: وانتهبوا ما فی الأبنیة حتّی کانوا ینزعون الملاحف عن ظهورنا.»

ترجمه: (انبوه غارتگران بر خیمۀ ما هجوم آوردند، در حالی که من دختر خردسالی بودم و خلخال طلا به پایم بود. پس مردی آن را می ربود و می گریست، گفتم: ای دشمن خدا چرا گریه می کنی؟ گفت: چه طور گریه نکنم، (در حالی که) دختر رسول خدا صلي الله علیه و آله را غارت می کنم، گفتم: پس مرا واگذار، گفت: می ترسم دیگری آن را برباید، هر چه در خیمه های ما بود غارت کردند حتّی از دوش ما چادرها را نیز برداشتند.)[43]

سکینه دختر امام حسین علیه السّلام نیز یکی از گزارش گران کربلا است. از وی گزارش های زیادی درباره عصر تاسوعا و شب عاشورا هنگام وداع پدر، شهادت قمر بنی هاشم، علی اکبر علیهم السّلام و... نقل شده است.

در یکی از این گزارش ها آمده است. وقتی که امام دید که فرزندان و یارانش همه کشته شده اند، برای وداع به خیمه ها آمد و به سکینه و دیگر زنان سلام داد. سکینه پس از وداع امام با اهل بیت علیهم السّلام صدا زد: (یا ابه استسلمت للموت؟) (پدر آیا تسلیم مرگ شده ای؟) امام حسین علیه السّلام فرمود: چگونه تسلیم مرگ نشود کسی که یار و یاور ندارد.[44]

سپس امام او را در آغوش گرفت و با دست مبارک خویش اشک چمشانش را پاک کرد و فرمود: به زودی بر مصیبت من گریه هایی طولانی در پیش داری؟ تا جان در بدن دارم، مرا از اشک حسرت خود مسوزان، ای بهترین زنان: هنگامی که من کشته شدم، تو برای گریستن بر من سزاوارترینی.[45]

نتيجه گيري

با بررسي‌هايي‌ مختصر در تاريخ‌ عاشورا، مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ در اين‌ نهضت‌ عظيم‌هرچند يزيديان‌ ، سپاه‌ امام‌ حسين‌ (ع) را به‌ قتل‌ رساندند، ولي‌ تا اين‌ مرحله‌ فقط‌ نيمي‌ ازنقشه‌ امام‌ حسين‌ اجرا شده‌ بود و نيم‌ ديگر آن‌، تبليغ‌ روي‌ واقعة‌ عاشورا و رسوايي‌ دستگاه‌اُموي‌ بود.

اين‌ وظيفة‌ مهم‌ و خطير را چه‌ كساني‌ بايد انجام‌ مي‌دادند، جز بازماندگان‌ كاروان‌سيدالشهدا بازماندگاني‌ كه‌ اكثر آنها اطفال‌ و زنان‌ بودند. گرچه‌ اين‌ زنان‌ از ابتدا كه‌همسران‌ و فرزندان‌ عزيز خود را تشويق‌ به‌ جهاد در برابر سپاه‌ كفر و حمايت‌ از مولاي‌ خودمي‌كردند و از همان‌ هنگام‌ كه‌ از مجروحان‌ جنگ‌ نقش پرستاري‌  دلجويي، پیام رسانی، تشویق مردان به جهاد و مبارزه مسلحانه با دشمن، دلداری، دفاعی، جهادی، تبلیغی، و......ایفاء نموده اند.و کودکان حاضر  نيز در این نهضت نقشهای دفاع از امام حسین علیه السلام، ایثارگری، امانتداری، جهادی، معرفتی و.....ایفا کردند.

بعد از واقعة‌ عاشورا، اسيران‌ با زبان‌ گويا و نافذ خود و با شرح‌ وقايع‌ و مصيبت‌هاي‌كربلا، رسوايي‌ بزرگي‌ براي‌ خاندان‌ بني‌ اميه‌ به‌ بار آوردند! تبليغاتي‌ كه‌ بزرگ‌ بانوي‌ كربلا،زينب‌ سلام الله عليها روي‌ واقعة‌ عاشورا با خطابه‌هاي‌ آتشين‌ خود انجام‌ مي‌داد، موجي‌ از خشم‌ ونفرت‌ به‌ سوي‌ دودمان‌ اموي‌ سرازير مي‌ساخت‌ و افكار مردم‌ را آمادة‌ انقلاب‌ مي‌نمود.

جاودانگي‌ عاشورا، پس‌ از چهارده‌ قرن‌ حاصل‌ كار همين‌ بانوان‌ و کودکان بازمانده‌ بود كه‌نگذاشتند اين‌ واقعه‌ در صحراي‌ خشك‌ و سوزان‌ كربلا دفن‌ شود و فراموش‌ شود.

 

 

 

 

 

 

منابع

1. ابن اعثم کوفی، ابومحمد احمد، الفتوح، دارالندوة الجدید، بیروت

2. ابن شهر آشوب، مناقب آل ابیطالب، تحقیق یوسف بقاعی، انتشارات ذوی القربی، چاپ اول 1420ق(بی جا)

3. ابن طاووس، اللهوف، علی قتلی الطفوف، تحقیق حسون، دارالاسوه، چاپ سوم1380(بی جا)

4. ابومخنف، لوط بن یحیی، وقعة الطف، تحقیق یوسفی غروی، مجمع جهانی اهل بیت، قم، چاپ سوم1431ق

5. ابی مخنف، لوط بن یحیی، مقتل الحسین علیه السّلام، چاپ خانه علمیه، قم، (بی تا)

6. تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد بن ابراهیم آیتی، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ ششم، تهران، 1371ق

7. خوارزمی، ابو مؤید، موفق بن احمد مکی، مقتل الحسین علیه السّلام، دار الانوار الهدی، قم

8. صدوق، امالی، ناشر انتشارات چهارده معصوم علیه السّلام، چاپ دوم1386، قم

9. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، دارالاحیاء التراث العربی، چاپ دوم 1422ق 2002م(بی جا)

  1. طبرسی، احتجاج، نشر مرتضی، قم1388هـ ق
  2. طبری، عماد الدین حسن بن علی، کامل بهائی، تحقیق و تصحیح علی اکبر صفدری قزوینی، انتشارات مرتضوی، تهران1383ش
  3. طبری، محب الدین، ذخائر العقبی، انتشارات القدس، قاهره.
  4. طبری، محمد بن  جریر، دلائل الامامة، دارالذخائر، قم
  5. طوسی، امالی، نشر دارالثقافة، قم 1413هـ.ق
  6. طوسی، مصباح المتهجّد، م460هـ، فقه الشیعه، بیروت، 1411هـ
  7. کلینی، اصول کافی، ج2، ص448؛ قمی، علی بن بابویه، الامامه و التبصرة منیعقوبی، احمد بن ابی واضح،
  8. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، بیروت 1403
  9. محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، نشر معروف، قم، چاپ پنجم، 1380ش
  10. محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، دارالکتب اسلامیه، تهران، بی تا
  11. مسعودی، ابوالحسن علی بن الحسین، اثبات الوصیة، کتابفروشی اسلامیة، تهران، 1343هـ ش
  12. مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، انتشارات صدرا، تهران، 1379ق
  13. مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، چاپ اول، قم1413ق

 



[1] - مفید الارشاد، ص221، طبری، تاریخ الطبری، ج5، ص396، ابوحنیفه دینوری، اخبارالطوال، ص294، بلاذری، اسناب الاشراف، ج3، ص378

[2] - ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج4، ص113، مقرم، مقتل الحسین، ص253، مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج2، ص327.

[3] - ابن شهرآشوب، همان ج4، ص113؛ مامقانی، همان، ج2، ص327

[4] - ابن طاووس، اللهوف، ص45، سید محسن امین، اعیان الشیعه، ص109

[5] - محلاتی، فرسان الهیجاء، ج2، ص130

[6] - طبری، تاریخ الطبری، ج5، ص438 و ابن اثیر،الکامل فی التاریخ، ج2، ص566

[7] - طبری، همان، ج5، ص446؛ مقتل خوارزمی، ج2، ص36؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبيين، ص115.

[8] - مجلسی، بحارالانوار، ج45، ص179.

[9] - ابن طاووس، اللهوف، ص45، 46؛ محسن امین، اعیان الشیعه، ص109

[10] - طبری، همان، ج5، ص419

[11] - ابومخنف، مقتل الحسین(علیه السّلام)، ص74

[12] - خوارزمی، مقتل الحسین(علیه السّلام)، ج2، ص36 .

[13] - ابومخنف، وقعة الطف، تحقیق یوسفی غروی، ص287؛ مفید الارشاد، ج2، ص112؛ طبری، تاریخ طبری، ج5، ص452

[14] - مفید، همان

[15] - مجلسی، بحارالانوار، ج45، ص45

[16] - ابومخنف، همان،ص195 ؛ مفید، الارشاد، ص242

[17] - طبری، همان، ج5، ص457؛ مفید، الارشاد، ص244؛ ابن اعثم کوفی، مقتل الحسین(علیه السّلام)، ص150

[18] - ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج2، ص557؛ طبری، همان، ج5، ص461؛ مفید، همان، ص246

[19] - طبری، تاریخ طبری، ج5، ص429 الی438؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج2، ص566

[20] - طبری، همان، ج5، ص457؛ابن اثیر، همان، ج2، ص575

[21] - طبری، همان، ج5، ص458؛ ابن طاووس، اللهوف، ص70

[22] -یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج2، ص180؛ طبری، همان، ج5، ص456

[23] - طبری، عماد الدین، کامل بهایی، ج2، ص285

[24] - مجلسی، بحارالانوار، ج45، ص59

[25] - محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه،  ج3، ص92

[26] - مرتضی مطهری، حماسۀ حسینی، ج1، ص272

[27] - محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص213

[28] - ابن طاووس، لهوف، ص 255.

[29] - ابن طاووس، اللهوف، ص193، مجلسی، بحار الانوار، ج45، ص108-110

[30] - ابن طاووس، همان، ص198؛ مجلسی، همان، ص111

[31] - ابن طاووس، لهوف، ص236-237

[32] - ابن طاووس، همان، ص245-247

[33] - کلینی، اصول کافی، ج2، ص448؛ قمی، علی بن بابویه، الامامه و التبصرة من الحیرة، ص197

[34] - طبری، تاریخ طبری، ج5، ص468؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص89

[35] - طبری، همان، ج4، ص344؛ ابن اثیر، الکامل، ج4، ص77؛ مفید، الارشاد، ص465؛ مجلسی، بحارالانوار، ج45، ص453

[36] - ابن طاووس، اللهوف، ص51

[37] - مجلسی، بحارالانوار، ص470

[38] - مجلسی، بحارالانوار، ج45، ص34

[39] - ابن اعثم، الفتوح، ج5، ص126

[40] - ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج4، ص254

[41] - مسعودی، اثبات الوصیة، ص319؛ قمی، منتهی الآمال، ج1، ص798

[42] - ابن اعثم، الفتوح، ج5، ص127، ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج3، ص254

[43] - صدوق، الامالی، ص260

[44] - ابن اعثم، الفتوح، ص884-885، مجلسی، بحارالانوار، ج45، ص47

[45] - ابن شهر آشوب، مناقب، آل ابی طالب، ج3، 257